ویدیویی دلخراش که بهتازگی به دست رسانهی داینیوز رسیده، صحنهای غمانگیز و تکاندهنده از عمق رنج مهاجران افغانستانی در ایران را به تصویر میکشد. در این ویدیو، زنی افغانستانی در منطقهی حسنآباد قم با فریادهایی آمیخته با ناله و استیصال، از مردم کمک میخواهد؛ اما صدایش میان بیتفاوتی اطرافیان گم میشود.
او با صدایی بغضآلود و زخمی فریاد میزند که چگونه عدهای از ایرانیان، با چهرهای به ظاهر متمدن و مدعی مسلمانی، جواهراتش را به زور ربوده و او را به شکل وحشیانهای مورد ضرب و شتم قرار دادهاند. در حالی که هنوز آثار ترس و آسیب بر چهرهاش پیداست، با اندوه و خشم میپرسد:
«چرا هیچکس به فریاد ما نمیرسد؟ گناه ما چیست، جز اینکه ‘افغانی’ هستیم؟»
صحنه از آنچه تصور میشود، دردناکتر است؛ جایی که حرمت یک زن شکسته میشود، در برابر چشمان جمعیتی که گویی احساس و شرافت انسانی خود را به فراموشی سپردهاند. هیچکس واکنش نشان نمیدهد، هیچ دستی برای یاری دراز نمیشود. مردم تنها نظارهگرند، بیتفاوت، سرد، گویی مشغول تماشای مشاجرهای کودکانهاند، نه صحنهی فریاد یک انسان دردمند.
درد این واقعه تنها در فریادهای آن زن نیست، بلکه در سکوت پیرامون آن است؛ سکوتی که گاه از ظلم هم سنگینتر است. و متأسفانه، این نخستینبار نیست که مهاجران افغانستانی در ایران قربانی خشونت و تحقیر میشوند. در سالهای اخیر، بارها روایتهایی مشابه به رسانهها رسیده؛ اما تغییر چندانی رخ نداده و چرخهی بیعدالتی همچنان ادامه دارد.
این ویدیو فقط یک لحظه از یک فاجعه نیست؛ روایت زخمی است که سالهاست بر پیکر مهاجران جا خوش کرده، و هنوز هیچ مرهمی برای آن پیدا نشده است.