تلویزیون ملی تحت کنترول طالبان، روز پنجشنبه دوم اسد، در جریان پخش زنده نشست خبری مقامهای وزارت احیا و انکشاف دهات، صدا و تصویر خبرنگار زن را بهگونه توهینآمیز قطع کرد. روز پیشتر نیز، در یک نشست با حضور امیرخان متقی، وزیر خارجه طالبان، صدای خبرنگار زن دیگری در برنامه زنده سانسور شد.
این برخورد تنها سانسور یک صدا یا تصویر نیست؛ این حمله به حیثیت و هویت زن افغان، به رسالت خبرنگاری و به حقیقتیست که از زبان زن بیرون میآید. اینگونه عملکردها نه از ضعف فنی، بل از ترس عمیق و وحشتناک از آگاهی، از صدای زن، از حضور زن و از حقیقتیست که زن بهدوش میکشد.
من این حالات را بارها دیدهام و شنیدهام. هر بار، دردی در درونم شعله میکشد. خاموش ماندن در برابر این توهینها خیانت به انسانیت است، خیانت به وظیفه مقدس اطلاعرسانی و خیانت به دختری که با چشمان پر از اشک از آموزش باز مانده، زنی که به جرم زن بودن تهدید و تحقیر میشود، و مادری که در سکوت، داغ زندگی را میکشد.
قلبم آرام نمیگیرد. وجدانم نمیخوابد. احساس انسانیام فریاد میزند که باید صدا شد، باید نوشت، باید ایستاد.
سیاسیون فراری، آنهایی که بیروننشستهاند و در غار فراموشی خزیدهاند، امروز اگر سکوت میکنند، شاید گوشت وجدانشان را کرگسها خورده باشد. اما من سکوت نخواهم کرد. من با تمام توان اندک خود، با همین قلم میایستم.
ای مادر داغدیده، خواهر بیپناه، جوان بیسرنوشت، پدر چشمگریان و مردم شریفم!
اگر روزی از من پرسیدید که در برابر اینهمه چه کردی، خواهم گفت: من قلم کشیدم، من نوشتم، من فریاد زدم، تا شاید شرمنده وجدان خود و تاریخ نباشم.
و آنان که امروز سکوت کردهاند، فردا به نسل فردا چه خواهند گفت؟
به امید روزی که زن افغان، آزاد، سربلند و بیهراس، با صدای رسا در برابر دوربین بایستد و حقیقت را روایت کند.
صفیه رضایی
۲ اسد ۱۴۰۴